![]() |
![]() |
|
| در جنگلی که کبوتران حق پرواز ندارند کبوتر خانه ای ساخته ام برای پرواز اندیشه هایم |
|
خیام یکی از بزرگ ترین شاعران ایران و جهان است که طرز تفکر خاص او در اشعارش، تاثیر بسیاری در ادبیات ایران و جهان داشته است. با توجه به اشعاری که منسوب به اوست، می توان گفت که این شاعر و متفکر بزرگ، دوره های تفکری متمایزی در طول حیات خویش داشته است. اگر چه برخی بر این عقیده اند که اشعار منسوب به خیام متعلق به یک نفر نیست و طرز تفکر خیام بر پایه هایی مادی و طبیعی استوار بوده و می توان او را فیلسوفی طبیعی و حتی بدبین همچون شوپنهاور در غرب دانست. در هر صورت اشعار این شاعر بزرگ ایرانی در برگیرنده مفاهیم و معانی عمیقی راجع به انسان و جهان است و پیوند عجیبی با جریان داستان « راز فال ورق » دارد. چرا که رباعیات خیام عینا دغدغه ها و تردید های نویسنده را مطرح نموده است. به گفته یکی از دوستان ( در پست پیشین ) می توان این احتمال را هم مطرح نمود که نویسنده کتاب راز فال ورق به ترجمه اشعار خیام دسترسی داشته است. و از آنجا که ترجمه اشعار خیام سالهای سال است که به زبان های مختلف ترجمه شده و حتی از برترین ترجمه ها در برخی از کشورها از جمله انگلیس و امریکا می باشد، چنین احتمالی را می توان درنظر گرفت. البته گسترش و تاثیر تفکرات خیام در کشورهای اروپایی و امریکا بسیار عمیق است و جالب است بدانید که در کشور امریکا ده انجمن خیام شناسی مشغول فعالیت است! همان طور که در بخش پیشین گفته شد، « یوستین گوردر » در این کتاب علاوه بر دغدغه های دیگری که دارد به طور قابل توجهی به مسئله راز آفرینش می پردازد. در جریان داستان - پدرِ هانس توماس- نماد فیلسوف است و در داستان کتاب کلوچه ای –ژوکر- از میان جمع ورق ها چنین نقشی را دارد؛ که نویسنده میان این دو ارتباط برقرار می کند. پدر هانس از میان ورق ها ژوکر ها را جمع می کند و خود را ژوکر می داند و ژوکر نماد انسان ژرف بین و روشن ضمیر است و با اشاراتی که وجود دارد می توان گفت که ژوکر نگرش فیلسوفانه نسبت به زندگی دارد و فیلسوف است. از طرفی ژوکر و پدر هانس توماس در جریان دو داستان! که به دو شکل متفاوت در کتاب تعریف می شود، به دنبال خودشناسی و به نوعی خداشناسی هستند و این که از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود! و خیام نیز به همین موضوع اساسی می پردازد: در دایره ای کامدن و رفتن ماست آن را نه بدایت نه نهایت پیداست کس می نزند دمی در این معنی راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست در داستان راز فال ورق جملاتی آمده است که اشاره به خداشناسی دارد: « آیا جهان یک حقه جادویی بزرگ است پس باید جادوگر بزرگی هم وجود داشته باشد» « خدا در عرش اعلاء نشسته است و می خندد چون مردم به او اعتقاد ندارند» « خدا می توانست پیش از آنکه برود دست کم پای شاهکار خود را امضاء می کرد» ……………. و اما در جریان داستان برخورد عقلانی با مسئله آفرینش راه به جایی نمی برد و همه چیز در نهایت به گمشده ای به نام عشق ختم می شود که در این داستان - مادر هانس- و در داستان ورق ها -تک دل- گوشه نشین نماد آن است. چالش هایی که نویسنده ایجاد می کند دقیقا در اشعار خیام هم وجود دارد. گوردر آفرینش و آمدن و رفتن انسان ها به دنیا را به حقه و فریب در بازی ورق تشبیه می کند که عینا با تفکر خیام یکی است و سوالی که مطرح می شود این است که راز این آمدن و رفتن چیست؟ او می گوید با افسونی به صحنه آمده ایم و با حقه ای خارج می شویم. بیتی از خیام: آرند یکی و دیگری بربایند بر هیچ کسی راز همی نگشایند تحلیل ذهنی نویسنده در جریان داستان برای حل راز آفرینش از ماجرای - گناه نخستین- در کتاب مقدس شروع می شود و تقابل ماجرای مادربزرگ و ذغال اخته با داستان سیب و حوا بسیار جالب است اما در ادامه جریان بیشتر فلسفی شده و به خودشناسی برای کشف راز می رسد. پدر هانس همواره او را به مسئله خودشناسی و تفکر راجع به انسان و زندگی توجه می دهد. و مواجه شدن با خود را برخورد از نوع چهارم می نامد. و ما را به این ارتباط ذهنی می رساند که مردمی که روی زمین زندگی می کنند به اندازه کوتوله های خواب آلود جزیره جادو فراموش کارند و در مورد خودشان و محلی که زندگی می کنند و این که از کجا آمده اند نمی اندیشند. در داستان راز فال ورق به نوعی به زود گذر بودن عمر انسان ها توجه شده است و این که آفرینش و آمدن و رفتن انسانها در دوره های مختلف ( دسته ورق های جداگانه ) شبیه خواب و خیال است و گویی در یک لحظه اتفاق می افتد و تمام می شود. و خیام: آمد شدن تو اندر این عالم چیست آمد مگسی پدید و نا پیدا شد . احوال جهان و اصل این عمر که هست خوابی و خیالی و فریبی و دمی است در جریان داستان در مورد موجودیت جهان به عالم مُثل افلاطونی هم اشاره می شود و به مضمون فلسفی اشاره ای به چگونگی ورود صور خلاق به فضای خلق دارد. همان گونه که ورق ها از تصورات « فرود » به عالم واقعی می آیند و این مسئله با فاعل بالعنایه بودن خداوند در فلسفه ایرانی- اسلامی در ارتباط است. که البته بر طبق مثل افلاطونی این عالم تنها سایه ای ( صورت هایی ) از حقیقت ( مثال- مثل ) است که روی پرده دنیا در حال نمایش است! و خیام: این چرخ فلک که ما از او حیرانیم فانوس خیال از او مثالی دانیم خورشید چراغ دان و عالم فانوس ما چون صوریم کاندر او حیرانیم در ماجرای کتاب کلوچه ای! اشاره به نوعی بازی می شود که با بازی – سالیتر- که – هانس- همیشه انجام می دهد و زندگی دنیا در پیوند معنایی خاصی قرار می گیرد. به گونه ای که انسان ها مثل ورقهای –فرود- بازیگران حقیقی نمایش زندگی هستند و روزی همچون ورق ها یک یک به صندوق عدم باز می گردند. و خیام: ما لعبتگانیم و فلک لعبت باز از روی حقیقتی نه از روی مجاز یک چند در این بساط بازی کردیم رفتیم به صندوق عدم یک یک باز!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 1:33 بعد از ظهر توسط کبوتری |
|
« راز فال ورق » رمانی بسیار خواندنی نوشته « یوستین گوردر » - نویسنده نروژی - است. نویسنده توانایی که با کتاب « دنیای سوفی » آوازه ای جهانی یافت و در اثر حاضر با شیوه ای خارق العاده جریان کلی حاکم بر فلسفه غرب را در ماجرای سفری کوتاه بیان نموده و در قالب داستانی دلنشین و خیال انگیز به تصویر کشیده است. مسائلی که در این رمان مد نظر بوده و در جریان داستان به دقت پیگیری شده است، جزء مسائل اساسی فلسفه است و از آنجا که نویسنده کتاب با فلسفه غرب به خوبی آشنا بوده و سالها به تدریس فلسفه پرداخته است؛ در این کتاب سعی داشته مسائل عمیق فلسفی را به گونه ای ساده و دلچسب و در ماجرایی جالب بیان نموده و در عین حال پاسخی برای دغدغه های فکری خویش بیابد. محورهای اصلی این داستان را می توان زندگی، عشق، مرگ، سرنوشت و مهم تر از همه راز شگرف آفرینش به شمار آورد. به گونه ای که نام کتاب - راز فال ورق – اشاره به راز آفرینش دارد. در این کتاب می توان نشانه های آشکاری از اندیشه فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون، بارکلی و فردریش نیچه را یافت و با وجود بیان برخی اندیشه های فلسفی، جملات راز آمیز و چند لایه بودن ماجرای داستان، هر خواننده ای از مطالعه کتاب لذت می برد. رمان « راز فال ورق » از بسیاری جهات کتابی استثنایی محسوب می شود که مهم ترین آن، بیان داستان وار، ساده و در عین حال معمایی و تخیل برانگیز یافته های عمیق فلسفی است که ناخودآگاه ذهن خواننده را به چالشی عجیب فرامی خواند. مطلب مهمی که لازم است به آن اشاره شود این است که معرفی و بحث راجع به موضوع این کتاب، دلیل بر قبول تام و تمام آن نمی باشد! علاوه بر این که داستان در برخی از بخش ها دارای عدم قطعیت خاصی است که می توان آن را از ویژگی های پست مدرن دانست. همچنین معرفی این کتاب بهانه ای است برای بیان این مطلب که در حال حاضر با وجود منابع فلسفی و عرفانی فراوانی که ما در اختیار داریم، کمتر نویسنده ای است که با استفاده از این گنجینه ارزشمند، بیانی داستان وار و امروزی از این یافته ها داشته باشد تا به نوعی موجب آشنایی بیشتر ایرانیان با فلسفه و عرفان ایرانی شود. حال آن که اندیشمندان بزرگی چون ابن سینا و شهاب الدین سهرودی و.. قرنها پیش بیان داستان وار از یافته های عرفانی خویش داشته اند!!!!! مطلب قابل توجه دیگری که مترجم کتاب( آقای عباس مخبر ) به آن اشاره نموده است، وجود بنمایه های تفکر خیامی موجود در داستان است که به طرز شگفت انگیزی جریان های مطرح شده با اشعار این اندیشمند ایرانی مطابقت دارد! که در بخش بعدی بیان خواهم کرد.
آیا این کتاب را خوانده اید؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط کبوتری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
از وقتی فهمیدم که همه کبوتر های کبوتر خانه ام را باید دوست داشته باشم زندگی ام تغییر کرده است. از وقتی فهمیدم که باید کدام کبوتر را در چه زمانی و در کدام آسمان پرواز دهم زندگی ام تغییر کرده است. از وقتی کبوتر شناس شده ام و جرات پیدا کرده ام که هر کبوتری را به کبوتر خانه ام بخوانم زندگی ام تغییر کرده است. از وقتی فهمیدم که کدام کبوتر باید در آشیانه عقل باشد و کدام کبوتر باید روی پشت بام دل بنشیند زندگی ام تغییر کرده است.
........مرد کبوتری نقطه سرِ خط..... |
| آرشیو موضوعی |
|
فلسفه_ ادبیات_ روانشناسی_ عرفان_ موسیقی_ سینما |
|
RSS
|