![]() |
![]() |
|
| در جنگلی که کبوتران حق پرواز ندارند کبوتر خانه ای ساخته ام برای پرواز اندیشه هایم |
|
دل گزیده هایی از سهراب سپهری
*عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد وسیع باش، و تنها ، و سربه زیر ، و سخت
*به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است
*گاه زخمی که به پا داشتم زیر و بم زمین را به من آموخته است
*ساده باشیم ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت
*و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امکان یک پرنده شدن
* بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
* و تو تنهاترین «من» بودی و تو نزدیک ترین « من» بودی
*زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
* میان ما سرگردانی بیابان هاست بی چراغی شب ها بستر خاکی غربت ها فراموشی آتش هاست میان ما «هزار و یک شب» جست و جو هاست.
*مرگ پایان کبوتر نیست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط کبوتری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
از وقتی فهمیدم که همه کبوتر های کبوتر خانه ام را باید دوست داشته باشم زندگی ام تغییر کرده است. از وقتی فهمیدم که باید کدام کبوتر را در چه زمانی و در کدام آسمان پرواز دهم زندگی ام تغییر کرده است. از وقتی کبوتر شناس شده ام و جرات پیدا کرده ام که هر کبوتری را به کبوتر خانه ام بخوانم زندگی ام تغییر کرده است. از وقتی فهمیدم که کدام کبوتر باید در آشیانه عقل باشد و کدام کبوتر باید روی پشت بام دل بنشیند زندگی ام تغییر کرده است.
........مرد کبوتری نقطه سرِ خط..... |
| آرشیو موضوعی |
|
فلسفه_ ادبیات_ روانشناسی_ عرفان_ موسیقی_ سینما |
|
RSS
|